امام على علیه‏ السلام در منابع روایى اهل سنت

...و لما نزلت هذه الایة (61 آل عمران):

(فقل تعالوا ندع ابنائنا و ابنائکم...) دعا رسول الله صلى الله علیه و آله علیا و فاطمة و حسنا و حسینا

فقال:

«اللهم هولاء اهلى»

... وقتى این آیه شریفه نازل شد:

(پس بگو بیائید بخوانیم فرزندان خود را و فرزندان شما را...) آنگاه رسول خدا صلى الله علیه و آله على و فاطمه و حسن و حسین را خواند و گفتند:

خدایا اینها اهل من هستند

صحیح مسلم کتاب الفضائل جزء 15 و 16 باب 3 حدیث 2404 دارالکتب العلمیة بیروت


عن ابن عباس قال:

اول من صلى على‏ابن عباس گوید:

اولین کسى که نماز گزارد، على علیه السلام بود.

سنن ترمذى کتاب المناقب ـ دار الکتب العلمیه بیروت


قال النبى صلى الله علیه و آله:

لعلى انت منى و انا منک

پیامبر خدا صلى الله علیه و آله به على علیه السلام فرمود:

تو از منى و من از تو هستم

صحیح البخارى کتاب الصلح باب 579 صفحه 364 حدیث 904 جزء 3 و 4 دار القلم بیروت


عن ابن عباس:

ان رسول الله صلى الله علیه و آله امر بسد الابواب الا باب على

همانا رسول خدا صلى الله علیه وآله امر فرمودند به بستن درب همه خانه‏ هایى که به مسجد باز مى‏شد مگر درب خانه على علیه السلام

سننن الترمذى کتاب المناقب، باب 21، حدیث 3732، صفحه 599، دار الکتب العلمیة بیروت


قال له «على» رسول الله صلى الله علیه وآله:

انت یا على اخى فى الدنیا و الاخرة

رسول خدا صلى الله علیه واله به على علیه السلام فرمود یا على تو در دنیا و آخرت برادر من هستى

سنن الرترمذى ج 5 باب 21 حدیث 3720 ص 595 کتاب المناقب دارالکتاب العملیة بیروت


عن النبى صلى الله علیه وآله و سلم قال:

من کنت مولاه فعلى مولاه

هر کسى من رهبر اویم على رهبر است.

سنن ترمذى کتاب المناقب جلد 5 باب 20 حدیث 3713 ص 591 دار الکتاب العملیة بیروت

سنن ابن ماجه جلد 1 باب 11 حدیث 116 ص 58 و 43 یوم الغدیر حجة الوداع دار احیاء تراث العربى


...ثم اردف رسول الله صلى الله علیه وآله و سلم بعلى بن ابیطالب فامره ان یؤذن ببراءة فاذن ... علی فى اهل منى یوم النحر ببراءة و ان لا یحج بعد العام مشترک و لا یطوف بالبیت عریان

...سپس پیامبر صلى الله علیه و آله و سلم على علیه السلام را در پى او فرستاد پس امر فرمود: که سوره برائت را در مکه به مردم اعلان و ابلاغ کن پس على علیه السلام... در میان اهل منى در یوم النحر برائت را اعلان و ابلاغ نمود که: بعد از امسال مشرکى حج بجا نیاورد و هیچ عریانى طواف ننماید.

صحیح بخارى جزء 5 و 6 کتاب التفسیر باب 342 و 341 حدیث 1080 و 1081 ص 404 دار القلم بیروت


سمعت زید بن ارقم یقول:

اول من اسلم علی

شنیدم زید بن ارقم گفت:

اولین کسى که اسلام آورد على علیه السلام بود.

سنن ترمذى کتاب المناقب دار الکتب العلمیة بیروت


عن على رضى الله عنه قال: قال رسول الله صلى الله علیه وآله و سلم

انا دار الحکمة و علی بابها

حضرت على علیه السلام فرمود: پیامبر اینچنین فرمود:

من خانه حکمت و على درب آن است.

سنن ترمذى کتاب المناقب دار الکتب العملیه بیروت


قال رسول الله صلى الله علیه و آله و سلم

لاعطین الرایة ـ او لیاخذن الرایة ـ غدا رجلا یحبه الله و رسوله او قال: یحب الله و رسوله فاذا نحن بعلی و ما نرجوه فقالوا هذا علی فاعطاه رسول الله صلى الله علیه و آله و سلم ففتح الله علیه.

رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم فرمود: هر آینه فردا پرچم را به مردى مى‏دهم [پرچم را مردى خواهد گرفت‏] که خدا و رسولش او را دوست دارند [یا فرمود: او خدا و رسولش را دوست دارد] ناگهان على علیه‏السلام را دیدیم و حال آنکه امید به آمدن او نداشتیم اصحاب گفتند: این على علیه‏السلام است.

پس پیامبر صلى الله علیه و آله و سلم پرچم را به او عطا فرمود و خداوند بدست على علیه‏السلام قعله خیبر را گشود.

صحیح بخارى جزء 5 کتاب فضائل اصحاب النبى صلى الله علیه و آله و سلم باب 39 ـ 220 و 221 دار القلم بیروت


کان رسول الله صلى الله علیه و آله و سلم یقول:

لا یحب علیا منافق و لا یبغضه مؤمن

منافق على را دوست ندارد و مؤمن دشمن على نیست.

سنن ترمذى جلد 5 باب 21 حدیث 3717 صفحه 594 دار الکتب العلمیة بیروت

قال النبى صلى الله علیه و آله و سلم لعلى کرم الله وجهه الا ترضى ان تکون منى بمنزلة هارون من موسى الا انه لیس نبى بعدى

پیامبر صلى الله علیه و آله و سلم به على علیه‏السلام فرمود: آیا راضى نیستى که منزلت تو نسبت به من منزلت هارون نسبت به موسى باشد.

صحیح بخارى مجلد 3، جزء 6، ص 309، ح 857 دارالقلم بیروت


قال رسول الله صلى الله علیه و آله و سلم:

لعلى و فاطمة و الحسن و الحسین انا سلم لمن سالمتم و حرب لمن حاربتم

پیامبر صلى الله علیه و آله و سلم به على و فاطمه و حسن و حسین علیهم السلام فرمودند : با هر کس که با شما آشتى است آشتى هستم و با هر کس که با شما در جنگ است درجنگم.

سنن ابن ماجه‏مجلد 1 حدیث 145 صفحه 52 باب 11 داراحیاء التراث العربى


قال رسول الله صلى الله علیه و آله و سلم:

انا تارک فیکم الثقلین اولهما کتاب الله فیه الهدى و النور فخذوا بکتاب الله و استمسکوا به فحث على کتاب الله و رغب فیه ثم قال: و اهل بیتى اذکرکم الله فى اهل بیتى اذکرکم الله فى اهل بیتى اذکرکم الله فى اهل بیتى

پیامبرصلى الله علیه و آله و سلم فرمودند: و من نزد شما دو چیز سنگین و مهم را بجا مى‏گزارم اولین آندو کتاب خداست که در او هدایت و نور است پس آنرا برگیرید و به آن تمسک جویید سپس مردم را تشویق و ترغیب به کتاب خدا کرده و فرمودند: دومین آندو اهل بیت من هستند (و سه بار تکرار کردند) خدا را در مورد اهل بیت من بیاد داشته باشید (و رعایت حرمت و مقام آنها را بکنید و از آنها اطاعت نمایید.)

صحیح مسلم جلد 15 کتاب فضائل باب 4 حدیث 2408 دار الکتب العلمیة بیروت

سنن ترمذى جلد 5 کتاب مناقب باب 32 حدیث 3786 ص 621 دار الکتب العلمیة بیروت


قال رسول الله صلى الله علیه و آله و سلم:

ما تریدون من على؟ ان علیا منى و انا منه و هو ولى کل مؤمن بعدى

رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم فرمودند: از جان على چه مى‏خواهید؟ على از من و من از اویم و او بعد از من رهبر هر مؤمنى است.

سنن ترمذى جلد 5، باب 20، حدیث 3712 صفحه 591 دارالکتاب العلمیة بیروت


عن على علیه‏ السلام انه قال:

انا اول من یجثو بین یدى الرحمن یوم القیامة

قال قیس: و فیهم انزلت: هذان خصمان اختصموا فى ربهم...(حج 19) قال هم الذین تبارزوا یوم بدر حمزة و على

از على علیه‏السلام روایت شده که فرمود: من اولین کسى هستم که در پیشگاه خداى رحمان روز قیامت مى‏ایستم.

قیس گفت: در مورد آنها (على و حمزه) این آیه نازل شد: هذان خصمان اختصموا فى ربهم.. .(حج 19) گفت: آنها کسانى هستند که روز بدر مبارزه کردند (حمزه و على علیه السلام)

صحیح بخارى جزء 5 و 6 باب 123 کتاب المغازى حدیث 465 ص 165 دارالقلم بیروت


قال اقبلنا مع رسول الله صلى الله علیه و آله و سلم فى حجته التى حج فنزل فى بعض الطریق فأمر الصلاة جامعة فاخذ بید على فقال الست اولى بالمؤمنین من انفسهم قالوا بلى قال الست اولى بکل مؤمن من نفسه؟ قالوا بلى قال فهذا ولى من انا مولاه اللهم وال من والاه اللهم عاد من عاداه

با رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم در ایامى که حج گذارد همراه بودیم در راه در منزلى فرود آمدند و امر به نماز جماعت کردند آنگاه دست على علیه‏السلام را گرفتند پس گفتند آیا من سزاوارتر به مؤمنین از خودشان نیستم؟ عرض کردند بلى. فرمودند آیا من سزاوارتر به هر مؤمنى از خودش نیستم؟ عرض کردند بلى، پس فرمودند این«على» رهبر هر کسى است که من رهبر او هستم خدایا دوست بدار کسى که او را دوست بدارد و دشمن بدار کسى که او را دشمن بداند.

سنن ابن ماجه مجلد 1 ح 116 باب 11 فى فضل اصحاب رسول الله صلى الله علیه و آله و سلم دارالکتب العملیة بیروت)


عن على علیه‏ السلام قال: قال رسول الله صلى الله علیه و آله و سلم:

...رحم الله علیا اللهم ادر الحق معه حیث دار

پیامبر صلى الله علیه و آله و سلم فرمودند:

خدا رحمت کند على را خدایا حق را با على به گردش آور هر کجا بگردد.

سنن ترمذى کتاب المناقب 50 باب 20 حدیث 3714 صفحه 633 احیاء التراث العربى بیروت.


برچسب‌ها: امام على , ع , در منابع روایى اهل سنت

تاريخ : سه شنبه بیست و دوم فروردین ۱۳۹۶ | 18:7 | نویسنده : ناصرطاهري |

[تصویر: klgjyg.gif]

 

دوفایل تصویری بسیارزیبا -  در مدح امیرالمومنین علی علیه السلام

لینک دانلود فایل اول

http://s7.picofile.com/file/8248204100/4419002_596.mp4.html

 

لینک دانلود فایل دوم

http://s6.picofile.com/file/8248204192/4396972_518.mp4.html

 

فایل های فوق رو دانلود کنید و لذت ببرید.

علی کیست؟
علی قره العین است
امیر عالمین است
و نور ثقلین است
و هم فاتح خندق, جبل و بدر و حنین است
علی نور دو عین است
اب الساقی این میکده عشق حسین است

برای مطالعه و کپی مجموعه اشعار لطفا به ادامه مطلب بروید.

لطفا به ادامه مطلب بروید


برچسب‌ها: مدح تصویری علی , ع

ادامه مطلب
تاريخ : جمعه سوم اردیبهشت ۱۳۹۵ | 8:8 | نویسنده : ناصرطاهري |

 ولادت امیرالمومنین علی (ع) و روز پدر گرامی باد

 مشهور است که
امیرالمومنین علی بن ابیطالب (علیه السلام)در روز سیزدهم ماه رجب، سی سال بعد از عام الفیل و درون کعبه ی معظمه متولد شده است. آن روز عباس بن عبدالمطلب با یزید بن قعنب در برابر خانه کعبه نشسته بودند، ناگهان فاطمه بنت اسد به مسجد درآمد؛ او را درد زایمان گرفته بود، در برابر خانه کعبه ایستاده و نظر به جانب آسمان نموده و دعا کرد: پروردگارا! من به تو ایمان آورده ام و به هر پیغمبر و رسولی که فرستاده ای و به هر کتابی که نازل گردانیده ای و تصدیق دارم به گفته های جدم ابراهیم خلیل علیه السّلام که بانی خانه ی کعبه است. پروردگارا! به حق این خانه و به حق بنا کننده ی آن و به حق این فرزندی که در شکم دارم و با من سخن می گوید و مونس من شده است و یقین دارم که او یکی از آیات جلال و عظمت تو است، بر من تولد این کودک را آسان کن.

بعد از این دعا دیوار خانه ی کعبه شکافته شد، فاطمه داخل خانه شده و از دیده ها پنهان گردید و شکاف خانه به اذن خدا به هم پیوست، هر چه سعی کردند تا اینکه درب کعبه را باز کنند موفق نشدند، معلوم شد که این امر از جانب خدا است.

لطفا برای مطالعه کامل واشعار و پیامک ها به ادامه مطلب بروید


برچسب‌ها: ولادت حضرت علی , ع , وروزپدر

ادامه مطلب
تاريخ : پنجشنبه دوم اردیبهشت ۱۳۹۵ | 7:52 | نویسنده : ناصرطاهري |
تاريخ : دوشنبه بیست و دوم آبان ۱۳۹۱ | 7:52 | نویسنده : ناصرطاهري |

برکات تقوی از ديدگاه آيات قرآن كريم و روايات معصومين(ع)

 
اگر جسم آدمي به مراقبت، پرورش و نيرومندي نيازمند است روح آدمي نيز به حفاظت و صيانت و تكامل و رشد نياز دارد. اگر جسم خود را در لباس مي پوشانيم و در هر محيطي قرار نمي دهيم قصد محدود كردن آن را نداريم بلكه به جهت حفظ بهتر آن، چنين مي كنيم و اگر روحمان را از آفات و آسيب ها محافظت مي كنيم براي آن است كه آلودگي ها و پستي ها دامن آن را نيالايد.
اين گونه صيانت از قلب و روح را «تقوا» ناميده اند. تقوا از ماده «وقايه» عبارتست از «محافظت چيزي از هر چه كه به آن زيان مي رساند و تقوا يعني حفظ نفس از آنچه بيم آن مي رود.» (1)

از سالكي پرسيدند كه «تقوا چگونه است؟» گفت: «هرگاه در زميني وارد شدي كه در آن خار وجود دارد چه مي كني؟» گفت «دامن برمي گيرم و خويشتن را مواظبت مي نمايم.» گفت: «در دنيا نيز چنين كن كه تقوا اين گونه است» (2)«عبدالله معتز» اين سخن را به صورت زيبايي چنين بيان داشته است:
گناهان را چه كوچك يا بزرگ ترك كن كه تقوا همين است. همانند كسي كه از خارستان عبور مي كند و از آنچه مي بيند حذر مي كند عمل كن.
گناهان كوچك را تحقير مكن و كوچك مشمار كه كوهها از همين سنگريزه ها تشكيل مي شود. (3)

در حديثي از پيامبر اكرم(ص) حقيقت تقوا «آموختن آنچه آدمي نمي داند و عمل به آنچه مي داند» معرفي شده است: «تمام التقوي أن تتعلم ما جهلت و تعمل بما عملت» (4) احاديث ديگري از معصومين نيز در بيان حقيقت تقوا به پرهيز از گناه، (5) ترك شهوات (6) و رهانيدن دنيا (7) و اموري از اين دست اشاره شده است كه وجه مشترك همه اين بيانات در مسأله تقوا رسيدن به خيرات و دفع مضرات است.

ارزش تقوا :
در متون ديني ارزش فراواني براي تقوا برشمرده تا حدي كه كمتر موضوعي از موضوعات در حد اهميت، به پايه آن مي رسد و دليل آن نيز روشن است چراكه هدف خلقت آدمي كه همان سعادت و رشد و كمال دنيوي و اخروي است به وسيله «تقوا» به دست مي آيد.
تقوا رئيس و سرسلسله اخلاق انساني و اخلاق انبياء شمرده شده است. در دو حديث از امام علي (ع) اين حقيقت منعكس شده است. ايشان مي فرمايند: «التقي رئيس الاخلاق» (8) و در جاي ديگر آمده است: «عليك بالتقي فأنه خلق الانبياء» (9)
در زمينه فضايل معنوي، «تقوا» و «خويشتن داري» موفق به كسب مدال هاي زرين و درخشاني گرديده و گوي سبقت را از ديگر مؤلفه هاي اخلاقي ربوده است علاوه بر آنچه گفته شد در احاديث ديگري از معصومين شاهد بيان گوشه اي ديگر از اين گوهر ارزشمند اخلاقي هستيم.
پيامبر اكرم(ص) تقوا را «رزق و روزي» مي دانند كه هركسي كه از آن بهره مند گردد خير دنيا و آخرت نصيبش گشته است :
«من رزق فقد رزق خير الدنيا و الآخره » (10)

آن حضرت در توصيه به جناب ابوذر تقوا را در رأس همه امور و سرآمد همه كارها معرفي مي كنند و مي فرمايند :
«عليك بتقوي الله فأنه الأمر كله» (11)

و هنگامي كه از امام علي(ع) از با فضيلت ترين كارها سؤال مي شود امام انگشت تأكيد خود را بر همين مسأله مي گذارند: (12) در تمثيلات و تشبيهات حديثي نيز مي توان زواياي دقيقي از مسأله تقوا و ارزش آن را جستجو كرد.
ساختمان باشكوهي را تصور كنيد كه با نقشه اي دقيق، مصالح فراوان و تلاشي گسترده بنا شده است اما چون بر سرزميني با خاك سست و بي استحكام قرار گرفته ديري نمي پايد كه فرو مي ريزد و نيز زراعتي را درنظر بگيريد كه در شوره زار كشت شده كه چون خاك مناسبي ندارد و آب درست به آن نمي رسد به بار نمي نشيند، اعمال آدمي نيز چنين اند. بنيان كار خير اگر بر سرزمين تقوا كه محكم ترين سرزمين است بنا شود مستحكمترين ساختمان خواهد بود كه طوفان هاي كبر و ريا، غفلت و هواپرستي و گناه آن را ويران نخواهد كرد.
ريشه درخت عمل آدمي اگر در كشتزار تقوا زرع شود هيچگاه بي آب نخواهد شد و بي ثمر نخواهد ماند بلكه سرزمين تقوا سرزميني با آب فراوان و خاك حاصلخيز است. آنچه گفته شد تفسير كوتاه حديثي پرمغز از مولاعلي(ع) است كه نقش تقوا را در رشد عمل آدمي ذكر كرده اند: «لا يهلك علي التقوي سنخ اصل ولا يظما عليها زرع قوم»(13)
سخن در باب ارزش و اهميت تقوا بسيار است كه با توجه به مجال اندك اين نوشتار كه رسالت اصلي آن تبيين مفصل تر آثار و ثمرات تقوا است به همين كوتاه سخن بسنده مي كنيم.

مراتب تقوا :
تقوا را مراتبي است كه دانستن آن به كمال روحي آدمي و پيشگيري از ايستائي و رخوت در خودسازي كمك شاياني مي كند. سالكان طريق كمال با پيمودن هر مرحله از قله هاي رفيع سلسله جبال شامخ پرهيزكاري عزم خود را براي فتح ديگر قله ها جزم مي كنند.
در كتاب شريف «بحار الانوار» سه مرحله براي تقوا بيان شده است:
1) نگهداري نفس از عذاب جاويدان از طريق تحصيل اعتقادات صحيح
2) پرهيز از هرگونه گناه اعم از ترك واجبات و انجام معاصی
3) خويشتن داري در برابر آنچه قلب آدمي را به خود مشغول مي سازد و از حق منصرف مي كند و اين تقواي خواص بلكه خاص الخاص است» (41)چنين مرحله اي نتيجه بينش درست آدمي نسبت به ذات اقدس ربوبي است كه او را نه فقط به خاطر ترس از عذاب و يا طمع به بهشت عبادت كند بلكه ارزش و لياقت وشدت عشق و حب به آن ذات مقدس موجب مي شود كه هر آنچه غير اوست هيچ تلقي گردد. چنان كه مولاعلي(ع) عبادت خود را چنين توصيف مي كند آنجا كه مي فرمايد «ما عبدتك خوفا من نارك و لارغبه في جنتك بل و جدتك اهلا للعباده فعبدتك» «من تو را از ترس آتشت و ميل به بهشتت عبادت نمي كنم بلكه چون تو را شايسته پرستش يافتم به عبادتت پرداختم.»(15)

آثار و ثمرات تقوا :
طبيعت آدمي منفعت جو و طالب سود و فايده است و تا فايده كاري را نداند به آن دست نمي زند. از اين رو داشتن انگيزه نخستين گام براي حركت در يك مسير است. قرآن و روايات علاوه بر آن كه به ارزش و اهميت تقوا، تفسير آن و عوامل و موانع خويشتنداري و اوصاف و ويژگي هاي متقين اشاره مي كند به طور گسترده به تبيين آثار و ثمرات تقوا در زندگي فردي و اجتماعي و دنيوي و اخروي اين مساله پرداخته و از اين طريق در راستاي تحريك انگيزه ها قدم برمي دارد.

بخشي از آثار و بركات تقوا در دنيا و بخشي از آن در آخرت به انسان متقي عطا مي گردد كه در حد وسع اين مساله به آن مي پردازيم:

1. برخورداري از بركات دنيوي :
يكي از سنت هاي خداوند در زمين رابطه مستقيم بين گناه و تنگي معيشت از يك سو و استغفار و معنويت با وسعت روزي از سوي ديگر است. برخلاف حساب هاي دنيوي كه آدمي به دنبال آن است تا با ترك صدقات واجب و مستحب و دغل بازي و حيله گري و هزار ترفند ديگر، به جلب منفعت و دفع مضرت بپردازد آيات قرآن و احاديث معصومين به روشني به نقش تقوا در افزايش بركات الهي و تاثير گناه در كم شدن نعمات دنيوي اشاره مي كند: «آگر اهل سرزمين ها ايمان مي آوردند و تقوا پيشه مي كردند بر آنها بركات را از آسمان و زمين مي گشوديم ولي چون تكذيب كردند، آنها را به آنچه انجام دادند گرفتيم.» (اعراف /96)
در جاي ديگر بر پا داشتن تعاليم آسماني مايه جلب رحمت آسماني و زميني معرفي شده است.
اگر آنان تورات و انجيل و آنچه را از سوي پروردگارشان بر آنها نازل شده (قرآن) بر پاي دارند، از آسمان و زمين روزي خواهند خورد.» (مائده/66) در احاديث معصومين نيز اين ارتباط تنگاتنگ به چشم مي خورد و استغفار را مايه جلب رزق و روزي و بهره مند شدن از نعمات الهي معرفي مي كند.

خداوند سبحان استغفار را مايه فراوان رسيدن روزي و رحمت بندگان قرار داده و فرموده است: «از پروردگار خويش طلب آمرزش كنيد كه او بسيار آمرزنده است تا باران هاي پربركت آسمان را پي درپي بر شما فرستد.(نوح/ و 11)
در حديثي ديگر از حضرت علي(ع) بطور كوتاه به اين مهم اشاره شده و آمده است: «اكثرالاستغفار تجلب الرزق» (61) جداي از وعده الهي بر پاداش دنيوي متقين، كشف رابطه تقوا با عمران و آبادي و رشد و ترقي در حوزه مسايل اجتماعي و فرهنگي و سياسي كار دشواري نيست، با اندكي تامل در زندگي فردي و اجتماعي روشن مي شود كه كفر و بي ايماني سرچشمه عدم احساس مسئوليت، قانون شكني، سستي خانواده ها و جوامع، تفرقه، از بين رفتن پايه هاي اطمينان به يكديگر، هدر رفتن نيروي انساني و بر هم خوردن تعادل اجتماعي است. به يقين در جامعه اي كه مولفه هاي فوق وجود دارد رشد و ترقي با شكست و بن بست رو به روست. با دقت در چالش ها و مشكلات فرا روي فرد، خانواده و اجتماعي كه به تصميم سازي هاي غلط و انحرافات متعدد مي انجامد روشن مي گردد كه ريشه آن در عدم تقواي فردي، سياسي، اجتماعي، فرهنگي و... بوده است و به يقين هر يك از آثار عميق بيان شده مضرات مادي فراواني را بر دوش فرد و خانواده و اجتماع خواهد گذاشت. بسياري از كارهاي نادرست ما در زندگي زيان هاي مادي به ما مي رسانند كه ما از آن بي اطلاعيم و بالعكس اعمال معنوي ما منافعي را به همراه دارد كه رسيدن به ريشه آن از حدس و گمان ما خارج است يا نياز به تامل بيشتري دارد از اين روست كه در آيات قرآن به اين بعد از ثمرات تقوا اشاره داشته است و مي فرمايد هر كس تقوا پيشه كند خداوند راه نجاتي براي او فراهم مي كند و از جايي كه گمان ندارد به او روزي مي دهد.» (طلاق 2 و 3) در حديثي از پيامبر (ص) آن حضرت با استناد به اين آيه تقوا را تجارتي معرفي مي كند كه روزي فراواني را بدون سرمايه كار به انسان نايل مي كند.(17)

2. روشن بيني :
يكي ديگر از آثار شگرفت تقوا رسيدن به روشن بيني در امور زندگي است. با نظر به مردم دنيا گروهي را مي بينيم كه از مسايل فقط چهره آني و موقتي آن را مي بينند و گروهي ديگر از دورانديشي، تيزبيني، آينده نگري و توجه به عمق و كنه قضايا برخوردارند. براساس معارف ديني بين گروه اول و گروه دوم تفاوت بسياري در ميزان بهره مندي از «خويشتنداري» وجود دارد چراكه تقوا و ايمان مايه روشن بيني مي گردد و گناه و عصيان موجب لغزش عقل، غفلت و خطا مي شود.
پيامبر اكرم(ص) در حديثي به نقش ايمان در روشن بيني اشاره كرده اند: «از زيركي مومن بترسيد چرا كه او با نور الهي مي نگرد.» (18)
از سوي ديگر امام علي (ع) گناه را كه مخالف تقوا است مايه لغزش عقل مي دانند. ايشان مي فرمايند: «بيشترين لغزشگاه هاي عقل ها زير درخشش طمع هاست.»(19)

يكي از مفسران نقش نور الهي را در شناخت حقيقت به نحو لطيفي بيان مي كند و مي فرمايد:
«قلب آدمي همچون آينه است و وجود و هستي پروردگار همچون آفتاب عالمتاب، اگر اين آينه را زنگار هوي و هوس تيره و تار كند نوري در آن منعكس نخواهد شد اما هنگامي كه در پرتو تقوا و پرهيزكاري صيقل داده شود و زنگارها از ميان برود نور خيره كننده آن آفتاب پروفروغ، در آن منعكس مي شود و همه جا را روشن مي كند.»(20)
اين نور روشنگر زندگي در آيات قرآن مورد اشاره قرار گرفته است در آيه 82 سوره حديد مي خوانيم: «اي كساني كه ايمان آورده ايد تقواي الهي پيشه كنيد و به رسولش ايمان بياوريد تا دو سهم از رحمتش به شما ببخشايد و براي شما نوري قرار دهد كه با آن (در ميان مردم و در مسير زندگي خود) راه برويد و گناهان شما را ببخشد و خداوند آمرزنده مهربان است.»
در روايات منظور از نور را «نور ايمان»، «نور قرآن» و «امام معصومي كه از او تبعيت كنند» دانسته اند كه در هرحال وجه مشترك آن رسيدن به حقيقت و تشخيص راه صحيح به وسيله هركدام از اين نورهاست. تعبير ديگري كه قرآن براي اين بعد از آثار تقوا مطرح كرده است، اصطلاح «فرقان» است.

اگر تقواي الهي پيشه كنيد خداوند براي شما وسيله اي جهت جداساختن حق از باطل قرار مي دهد. (انفال/29)
در آيه 282 بقره نيز تعليم الهي از بركات تقوا معرفي شده و آمده است: «از خدا بترسيد و خدا به شما تعليم مي دهد.»

3. مصونيت :
كاركرد ديگر تقوا كه به دنبال روشن بيني حاصل مي شود، مصونيت است. علاوه بر آن كه خداوند، انسان متقي را تحت حمايت خود قرار مي دهد و بارها در قرآن به نقش ولايت خداوند و سرپرستي او از مومنان اشاره كرده «والله ولي المتقين» (جاثيه/19)

انسان پرهيزگار در پرتو نور تقوا بسياري از خطراتي كه ناشي از غفلت و عدم آينده نگري ممكن است به او برسد را دفع مي كند و تكليف خويش را در فتنه ها، ناهنجاري ها و التهابات خانوادگي و اجتماعي مي داند و مجهز به سپري محكم و لباسي محفوظ به نام «تقواست» از اين روست كه در تشبيه جالبي در قرآن از تقوا به لباس تعبير شده است «ولباس التقوي ذلك خير؛ لباس تقوا بهتر است»(اعراف/26)

امام باقر(ع) در تفسير اين فراز از آيه مي فرمايند: «لباس» همان جامه هايي است كه مي پوشند و «لباس تقوا» عفاف و پاكدامني است زيرا شخص پاكدامن اگرچه برهنه از لباس باشد، عيبي از او آشكار نمي شود و آلوده دامن هرچند پوشيده از لباس باشد، عيب هايش آشكار است. خداوند مي فرمايد: «و لباس التقوي ذلك خير» يعني «العفاف خير»(21)
مي توان گفت همانگونه كه «لباس مادي» آدمي را در برابر سرما و گرما و خطرات حفظ مي كند، عيوب جسماني را مي پوشاند و مايه زينت آدمي است، تقوا نيز چنين تاثيراتي را بر جسم و روح آدمي به همراه دارد.

4.نجات از مشكلات و آسان شدن كارها :
در حديثي از ابوذر غفاري نقل شده كه پيامبر فرمود: «من آيه اي را مي دانم كه اگر مردم به آن چنگ زنند، آنها را كفايت مي كند و آن اين آيه است: كسي كه تقوا پيشه كند، خداوند راه نجاتي براي او فراهم مي كند و...» (22)
در حديث ديگري از پيامبر(ص) مفهوم نجات در حديث فوق را نجات از شبهه هاي دنيوي، سختي هاي مرگ و روز قيامت معرفي كرده اند.(23)

جمعي از مفسران گفته اند كه اين آيه درباره عوف بن مالك نازل شده كه از ياران پيامبر(ص) بود. دشمنان اسلام فرزندش را اسير كردند. او به محضر پيامبر(ص) آمد و از اين ماجرا و نيز فقر و تنگدستي شكايت كرد. پيامبر(ص) فرمود: تقوا پيشه كن و شكيبا باش و بسيار ذكر «لاحول ولا قوه الا بالله» بگو. او اين كار را انجام داد. ناگهان درحالي كه نشسته بود، فرزندش از در وارد شد و معلوم شد كه از يك لحظه غفلت دشمن، استفاده كرده و فرار نموده و حتي شتري از دشمن را نيز با خود آورده است.(24)
اما نكته قابل توجه اين كه ذكر اين بيانات به معني گوشه نشيني و سستي به اميد فضل الهي نيست بلكه انسان بايد نهايت تلاش خود را در زندگي انجام دهد و در عين حال در مشكلات از خدا ياري بخواهد.

در حديثي از امام صادق(ع) آمده است: «وقتي آيه «و من يتق الله يجعل...» نازل شد، جمعي از ياران رسول خدا(ص) درها را بر روي خود بستند و به عبادت رو آوردند و گفتند خداوند روزي ما را عهده دار شده است، اين جريان به گوش پيامبر رسيد. كسي را نزد آنها فرستاد كه چرا چنين كرده ايد؟ گفتند: اي رسول خدا! چون خداوند روزي ما را تكفل كرده ما به عبادت مشغول شديم. پيامبر(ص) فرمود: كسي كه چنين كند، دعايش مستجاب نمي شود و طلبش برآورده نمي گردد.(25)
آري «آساني كار» كه خداوند وعده داده است و فرموده است: هركس تقواي الهي پيشه كند، خداوند كارها را براي او آسان مي سازد. (طلاق/4) و نيز فرموده است: «اما آن كس كه در (راه خدا) انفاق كند و پرهيزگاري پيش گيرد و جزاي نيك (الهي) را تصديق كند ما او را در مسير آساني قرار مي دهيم» (ليل 5 تا 7) اين ها همه به دست نمي آيد مگر در گرو گذشتن از كوره هاي سخت آزمايش الهي و تحمل رنج و مشقت و كار و تلاش و اساسا سنت الهي در دنيا بر اين امور است نه تن پروري و انزوا و رخوت و سستي كه «نابرده رنج گنج ميسر نمي شود...»

5. تعظيم شعاير الهي :
يكي از آثار بي ايماني كه خود منجر به گناهان فراوان ديگري مي شود، بي توجهي به ارزش هاي ديني و شعاير الهي است. يكي از آثار پرمنفعت تقوا در قرآن آن است كه فضيلت بزرگ شمردن شعاير ديني تنها از آن كساني است كه تقواي الهي پيشه كنند و پرهيزكار باشند: كسي كه شعائر الهي را بزرگ شمارد اين كار نشانه تقواي دلهاست.(حج/32)

6. پذيرش عمل :
هريك از اعمال نيكي كه در دنيا انجام مي دهيم، جداي از پاداش و بهره اخروي منافع دنيوي فراواني را به انسان مي رساند. بهره مندي از اين منافع و نيز پاداش اخروي در گرو قبولي عمل است. در آيات قرآن ملاك قبولي عمل تقوا ذكر شده است. عملي كه در سرزمين تقوا كاشته شود، ثمر مي دهد و به بار مي نشيند و تخم عملي كه در شوره زار ريا و غفلت و طمع ريخته شود، بي حاصل است. آيه شريفه: «انما يتقبل الله من المتقين» خطابي عام و حكمي عمومي براي همه اعمال آدمي و ملاكي قطعي براي پذيرش عمل است. اين آيه به دنبال حكايت هابيل و قابيل آمده است كه هركدام از آن ها براي تقرب به پروردگار كاري را انجام دادند كه از يكي قبول شد و از ديگري مقبول نيفتاد كه اين فراز پاياني آيه، دليل قبولي عمل هابيل را تقواپيشگي او مي داند: «واتل عليهم نبا ابني ءادم بالحق اذقربا قربانا فتقبل من احدهما ولم يتقبل من الاخر قال لاقتلنك قال انما يتقبل الله من المتقين» «داستان دو فرزند آدم را به حق بر آنها بخوان هنگامي كه هركدام عملي را براي تقرب (به پروردگار) انجام دادند اما از يكي پذيرفته شد و از ديگري پذيرفته نشد (قابيل) گفت: به خدا سوگند تو را هم خواهم كشت (هابيل) گفت: خدا تنها از پرهيزكاران مي پذيرد.» (مائده/ 27)

در حديثي از پيامبر اكرم(ص) ارزش عملي كه از روي تقوا انجام شده و مورد پذيرش خداوند واقع گشته، روشن شده است ايشان مي فرمايند: «كوشش تو در عمل همراه با تقوا بسيار بيشتر از عمل بدون تقوا باشد زيرا عمل همراه با تقوا قليل شمرده نمي شود و چگونه عملي كه مورد قبول خداوند قرار گرفته اندك شمرده شود. به خاطر سخن خداوند بلندمرتبه كه فرمود: خداوند تنها از تقواپيشگان قبول مي كند.»(26)7. رهايي از ترس و اندوه :
مشكلات و گرفتاري هاي زندگي، آرزوها و تمايلات بشري گاه موجبات ترس و اضطراب و يأس و اندوه را براي آدمي به همراه دارد. در اين ميان مردم در شيوه مواجهه با آن دو گروهند؛ عده اي در مقابل آن منفعل و عده اي فعالند. گروه اول قدرت برخورد با اين مشكلات را در خود نمي بينند و چون پشتوانه محكمي ندارند همواره يأس و اضطراب، پوچي و بي هويتي سيماي زندگيشان را تيره و تار مي نمايند و گروه دوم با اتكا به نيروي الهي و صبر و تحمل در برابر سختي و خويشتن داري و پرهيزكاري به مقابله با مشكلات مي پردازند پاداش و ثمره اين مجاهدت آن ها را خداوند اين چنين بيان مي كند: «هان، همانا اولياي الهي را نه ترسي است و نه اندوهي، همان كساني كه ايمان آوردند و تقوا پيشه مي كردند، بشارت در دنيا و آخرت براي آن هاست. وعده هاي خدا را تبديلي نيست، اين همان رستگاري بزرگ است.» (يونس 62-64)
ايمني از ترس و اندوه براي اولياي الهي از آن روست كه در همراهي خدايند و خدا نيز امر آن ها را كفايت مي كند:«خداوند با كساني است كه تقوا دارند و نيكوكارند.» (نحل/128)

8. محبوبيت نزد خداوند :
دوست داشتن و محبوب واقع شدن غريزه اي است كه از ذات آدمي سرچشمه مي گيرد و از نشانه هاي ارزش و فضيلت آدمي و نشان از نوع شخصيت او دارد. اما اين كه چه كسي را دوست بداريم و محبوب چه كسي واقع شويم از اهميت به سزايي برخوردار است هرچه محبوب افراد مهمتر باشيم و بزرگان را بيشتر دوست بداريم ارزش وجودي ما بيشتر است. در اين ميان تقواپيشگان محبوب ارزشمندترين وجود هستي اند و چه سعادتي از اين بالاتر كه آدمي محبوب خالق خويش باشد.»
(آل عمران/76)
چنين مهر و محبتي كه دو سويه و متقابل است همواره ادامه دارد و هيچگاه به دشمني بدل نمي شود برعكس دوستي هايي كه منشأ آن علايق دنيوي است. چنانكه در روز قيامت بعضي از دوستان دنيوي به شدت از يكديگر نفرت دارند و باهم دشمنند اما دوستي متقين چون همراه با حب الهي است جاودان و ماندگار است.» «دوستان در آن روز بعضي دشمن يكديگرند، جز متقين.» (زخرف/67)

9. بخشيده شدن گناهان و رهايي از آتش :
از ديگر ثمرات مهم تقوا آن است كه گناهاني كه پرهيزكار از روي غفلت در گذشته انجام داده بخشيده مي شود و اين چنين مايه رهايي او از آتش جهنم مي گردد. «هركس از خدا پروا كند خداوند بديهايش را از او بزدايد و پاداشش را بزرگ گرداند.» (طلاق/5) و در آيه 17 سوره «ليل» وعده رهايي از آتش به متقين داده مي شود و مي فرمايد: «از آتش جهنم» با تقواترين مردم دور داشته مي شوند»

10. حسن عاقبت و پاداش بهشتي :
كليد سعادت، فرجام نيك است چه بسا افرادي كه مدتي عمل نيك انجام مي دادند اما بعد از آن از حق رويگردان شدند.
بهترين نمونه اين بدفرجامي شيطان است كه پس از سالها عبادت از درگاه الهي رانده شد. حسن عاقبت بالاترين نعمتي است كه خداوند به متقين مي دهد: «سرانجام پسنديده از آن متقين است.» (اعراف/128)
بدنبال چنين حسن عاقبتي، بهشت و انواع نعمت هاي آن كه در قرآن وعده داده شده به آدمي مي رسد و از اين نعمات متنعم مي گردد: «اين همان بهشتي است كه به هريك از بندگان ما كه پرهيزكار باشند به ميراث مي دهيم.» (مريم/63)
و در آيه ديگر به تفصيل بيشتري از اين نعمات بهشتي مي پردازد و مي فرمايد: «در حقيقت مردم پرهيزكار در ميان باغ ها و نهرها در قرارگاه صدق نزد پادشاهي توانايند.» (قمر/54-55) اميد است كه خداوند ما را از جمله متقين قرار دهد و حسن عاقبت عطا فرمايد.

پانوشت ها :
1. مفردات الفاظ القرآن كريم، راغب اصفهاني، ص 530
2. سفينه البحار، شيخ عباس قمي، ج 2، ص 678
3. تفسير ابوالفتوح رازي، ج 1، ص .62
.4 تنبيه الخواطر و نزهه النواظر ، ج 2، ص .120
5. غرر الحكم ، حديث .2162
6. منبع پيشين، .1871
.7 همان، .9721
.8 نهج البلاغه، حكمت .410
.9 غرر الحكم، 6086
.10 كنز العمال، حديث .5641
.11 بحارالانوار، ج 70، ص 289، ح .21
.12 بحارالانوار: ج 70، ص 288، ح .16
.13 نهج البلاغه، خطبه .12
.14 بحارالانوار، ج 70، ص 136؛ نقل از : تفسير نمونه، ج22، ص 205
.15 ميزان الحكمه، ج 14، ص 7026
.16 نورالثقلين، ج5، ص 424
.17 كنزالعمال، حديث 5666
.18 بحارالانوار، ج 67، ص 61، حديث 5
.19 شرح نهج البلاغه، ابن ابي الحديد، ج 19، ص .41
.20 تفسير نمونه، ج 7، ص .142
.21 تفسير القمي، ج 1، ص .266
.22 مجمع البيان، ج 10، ص .306
.23 تفسير نوالثقلين، ج 5، ص .356
.24 تفسير مجمع البيان، ج 10، ص 306 و با تفاوت هايي: تفسير فخر رازي و روح البيان ذيل آيه مذكور.
.25 تفسير نور الثقلين، ج 5، 354؛ نمونه، ج 24، ص .238
.26 بحارالانوار، 70/286/.8

موضوعات مرتبط: برکات تقوی از منظر قران
برچسب‌ها: برکات تقوی از ديدگاه آيات قرآن كريم و روايات معصوم , ع

ادامه مطلب
تاريخ : یکشنبه بیست و هفتم فروردین ۱۳۹۱ | 23:3 | نویسنده : ناصرطاهري |

حضرت عبدالعظیم الحسنی(ع)

عبدالعظیم فرزند علی ابن حسن‌ ابن زید ابن حسن‌ ابن علی ابن ابی‌طالب‌، علیهم السلام

حضرت عبدالعظیم‌(ع‌)، ملقب به سید الکریم‌، با کنیه ابوالقاسم‌، فرزند علی ابن حسن‌ ابن زید ابن حسن‌ ابن علی ابن ابی‌طالب‌، علیهم السلام‌ است‌.

ولادت با سعادت حضرت عبدالعظيم(ع‌) در سال 173 هجري قمري در شهر مقدّس مدينه واقع شده است و مدّت 79 سال عمر با بركت او با دوران امامت چهار امام معصوم يعني امام موسي كاظم(ع‌)، امام رضا(ع‌)، امام محمّدتقي(ع‌) و امام عليّ النّقي(ع‌) مقارن بوده، محضر مبارك امام رضا(ع‌)، امام محمّد تقي(ع‌) و امام هادي(ع‌) را درك كرده و احاديث فراواني از آنان روايت كرده است.

اين فرزند حضرت پيامبر(ص)، از آنجا كه از نوادگان حضرت امام حسن مجتبي(ع‌) است به حسني شهرت يافته است.

شیخ صدوق در کتاب امالی در ضمن حدیثی گفته است که هنگامی که حضرت عبدالعظیم خدمت امام هادی(ع‌) مشرف شد و عقاید خود را اظهار کرد امام هادی فرمود تو از دوستان ما هستی‌.

حضرت عبدالعظيم الحسني(ع‌) از دانشمندان شيعه و از راويان حديث ائمه معصومين عليهم السّلام و از چهره هاي بارز و محبوب و مورد اعتماد، نزد اهل بيت عصمت عليهم السّلام و پيروان آنان بود و در مسايل دين آگاه و به معارف مذهبي و احكام قرآن، شناخت و معرفتي وافر داشت.

ستايشهايي كه ائمه معصومين عليهم السّلام از وي به عمل آورده اند، نشان دهنده شخصيّت علمي و مورد اعتماد اوست؛ حضرت امام هادي(ع‌) گاهي اشخاصي را كه سؤال و مشكلي داشتند، راهنمايي مي فرمودند كه از حضرت عبدالعظيم الحسني(ع‌) بپرسند و او را از دوستان حقيقي خويش مي شمردند و معرّفي مي فرمودند.

در آثار علماي شيعه نيز، تعريفها و ستايشهاي عظيمي درباره او به چشم مي خورد، آنان از او به عنوان عابد، زاهد، پرهيزكار، ثقه، داراي اعتقاد نيك و صفاي باطن و به عنوان محدّثي عاليمقام و بزرگ ياد كرده اند؛ در روايات متعدّدي نيز براي زيارت حضرت عبدالعظيم(ع‌)، ثوابي همچون ثواب زيارت حضرت سيّد الشهدا، امام حسين(ع‌) بيان شده است.

زمينه هاي مهاجرت حضرت عبدالعظيم(ع‌) از مدينه به ري و سكونت در غربت را بايد در اوضاع سياسي و اجتماعي آن عصر جستجو كرد؛ خلفاي عبّاسي نسبت به خاندان حضرت پيامبر(ص) و شيعيان ائمه عليه السّلام  بسيار سختگيري مي كردند، يكي از بدرفتارترين اين خلفاء متوكّل بود كه خصومت شديدي با اهل بيت عليهم السّلام داشت، و تنها در دورت او چندين بار مزار حضرت امام حسين(ع‌) را در كربلا تخريب و با خاك يكسان ساختند و از زيارت آن بزرگوار جلوگيري به عمل آوردند.

سادات و علويّون در زمان او در بدترين وضع به سر مي بردند. حضرت عبدالعظيم(ع‌) نيز از كينه و دشمني خلفا در امان نبود و بارها تصميم به قتل آن حضرت گرفتند و گزارشهاي دروغ سخن چينان را بهانه اين سختگيري ها قرار مي دادند، درچينن دوران دشوار و سختي بود كه حضرت عبدالعظيم(ع‌) به خدمت حضرت امام هادي(ع‌)  رسيد و عقايد ديني خود را بر آن حضرت عرضه كرد، حضرت امام هادي(ع‌) او را تأييد فرموده و فرمودند: تو از دوستان ما هستي.

ديدار حضرت عبدالعظيم(ع‌) در سامرا با حضرت امام هادي(ع‌) به خليفه گزارش داده شد و دستور تعقيب و دستگيري وي صادر گشت، او نيز براي مصون ماندن از خطر، خود را از چشم مأموران پنهان مي كرد و در شهرهاي مختلف به صورت ناشناس رفت و آمد مي كرد و شهر به شهر مي گشت تا به ري رسيد و آنجا را براي سكونت انتخاب كرد. علّت اين انتخاب به شرايط ديني و اجتماعي ري در آن دوره بر مي گردد كه وقتي اسلام به شهرهاي مختلف كشور ما وارد گشت و مسلمانان در شهرهاي مختلف ايران به اسلام گرويدند، از همان سالها ري يكي از مراكز مهمّ سكونت مسلمانان شد و اعتبار و موقعيّت خاصّي پيدا كرد. زيرا سرزميني حاصلخيز و پرنعمت بود، عمرسعد هم به طمع رياست يافتن بر ري در حادثه جانسوز كربلا، حضرت حسين بن علي(ع‌) را به شهادت رساند. در ري هم اهل سنّت و هم از پيروان اهل بيت عليهم السّلام زندگي مي كردند و قسمت جنوبي و جنوب غربي شهر ري بيشتر محلّ سكونت شيعيان بود.

حضرت عبدالعظيم(ع‌) به صورت يك مسافر ناشناس، وارد ري شد و در محلّه ساربانان در كوي سكّه الموالي به منزل يكي از شيعيان رفت، مدّتي به همين صورت گذشت. او در زيرزمين آن خانه به سر مي برد و كمتر خارج مي شد، روزها را روزه مي گرفت و شبها به عبادت و تهجّد مي پرداخت، تعداد كمي از شيعيان او را مي شناختند و از حضورش در ري خبر داشتند و مخفيانه به زيارتش مي شتافتند، امّا مي كوشيدند كه اين خبر فاش نشود و خطري جانِ حضرت را تهديد نكند.

پس از مدّتي، افراد بيشتري حضرت عبدالعظيم(ع‌) را شناختند و خانه اش محلّ رفت و آمد شيعيان شد، نزد او مي آمدند و از علوم و رواياتش بهره مي گرفتند و عطر خاندان عصمت عليهم السّلام را از او مي بوئيدند و او را يادگاري از امامان خويش مي دانستند و پروانه وار گردِ شمعِ وجودش طواف مي كردند.

حضرت عبدالعظيم(ع‌) ميان شيعيان شهرري بسيار ارجمند بود و پاسخگويي به مسايل شرعي و حلّ مشكلات مذهبي آنان را برعهده داشت؛ اين تأكيد ، هم گوياي مقام برجسته حضرت عبدالعظيم عليه السّلام است و هم مي رساند كه وي از طرف حضرت امام هادي(ع‌) در آن منطقه، وكالت و نمايندگي داشته است؛ مردم سخن او را سخن امام(ع‌) مي دانستند و در مسايل ديني و دنيوي، وجود او محور تجمّع شيعيان و تمركز هواداران اهل بيت عليهم السّلام بود.

روزهاي پاياني عمر پربركت حضرت عبدالعظيم(ع‌) با بيماري او همراه بود، آن قامت بلند ايمان و تلاش، به بستر افتاده بود و پيروان اهل بيت در آستانه محروميّت از وجود پربركت اين سيّد كريم قرارگرفته بودند، اندوه مصيبتهاي پياپي مردم و روزگار تلخ شيعيان در عصر حاكميت عبّاسيان برايش دردي جانكاه و مضاعف بود؛ در همان روزها يك روياي صادقانه حوادث آينده را ترسيم كرد: يكي از شيعيان پاكدل ري، شبي درخواب حضرت رسول (ص) را در خواب ديد. حضرت پيامبر اكرم (ص) به او فرمود: فردا يكي از فرزندانم در محلّه سكّه المولي چشم از جهان فرو مي بندد، شيعيان او را بردوش گرفته به باغ عبدالجبّار مي برند و نزديك درخت سيب به خاك مي سپارند.

سحرگاه به باغ رفت تا آن باغ را از صاحبش بخرد و افتخار دفن شدن يكي از فرزندان پيامبر (ص) را نصيب خويش سازد، عبدالجبّار كه خود نيز خوابي همانند خوابِ او را ديده بود، به رمز و راز غيبي اين دو خواب پي برد و براي اينكه در اين افتخار، بهره اي داشته باشد، محلّ آن درخت سيب و مجموعه باغ را وقف كرد تا بزرگان و شيعيان در آنجا دفن شوند.

همان روز حضرت چشم از جهان فرو بست. خبر درگذشت اين نواده رسول اكرم (ص) دهان به دهان گشت و مردم با خبر شدند و جامه هاي سياه پوشيدند و بر در خانه حضرت عبدالعظيم الحسني(ع‌) گريان و مويه كنان گرد آمدند؛ پيكر مطهّر او را غسل دادند، به نقل برخي مورّخان در هنگام غسل، در جيب پيراهن او كاغذي يافتند كه نام و نسب خود را در آن نوشته بود؛ بر پيكر او نماز خواندند، تابوت او را بردوش گرفتند و با جمعيّت انبوه عزادار به سوي باغ عبدالجبّار تشييع كردند و پيكر مطهّرش را در كنار همان درخت سيب كه رسول خدا (ص) به آن شخص اشاره كرده بود، دفن كردند تا پاره اي از عترت مصطفي (ص) در اين باره به امانت بماند و نورافشاني كند و دلباختگان خاندان پيامبر (ص) از مزار اين وليّ خدا فيض ببرند.

حضرت عبدالعظيم(ع‌) جز قريب 80 حديث كه فعلاً در دست است، دو كتاب نيز تأليف نموده است. يكي از آنها كتابيست به نام خطب كه فرمايشات حضرت علي(ع‌) است و آنها در نهج البلاغه موجود است و ديگر ، كتابيست به نام يوم و ليله كه صاحب بن عباد محتواي آن را فرايض روز و شب ذكر نموده است.

ابن قولويه در کامل الزّيارات(باب 107 صفحه 324) از عليّ ابن حسين ابن موسي بن بابويه و او از محمّد ابن يحيي اشعري عطار قمي روايت کرده يکي از اهالي ري گفت بر حضرت ابوالحسن العسکري امام هادي(ع‌)  وارد شدم آن جناب از من پرسيد کجا بودي؟ عرض کردم به زيارت سيّد الشهدا(ع‌) رفته بودم آن حضرت فرمود بدان و آگاه باش اگر قبر عبدالعظيم حسني(ع‌) را که در نزد شماست زيارت کرده بودي مثل آنست که حضرت حسين ابن علي را در کربلا زيارت کرده باشي.

بنای اصلی و نخستین بقعه در نیمه دوم قرن سوم هجری قمری، توسط محمد پسر زید داعی علوی‌ تعمیر اساسی شد. درگاه اصلی ورودی بنا که در سمت شمال قرار دارد، برای نخستین بار در زمان پادشاهان آل بویه و سپس در دوره قاجار به یاری مجد الملک قمی کامل شد.

با گذشت زمان‌، متعلقات دیگری هم بنای فوق افزوده شد تا به صورت مجموعه بزرگ کنونی درآمد. در حال حاضر، بنا مشتمل بر حرم‌های متعدد، رواق‌ها، مسجدها، ایوان‌ها و صحن‌ها است‌. در دوره صفویه‌، بناهای اطراف به آن افزوده شد و در دوره قاجار، به دلیل نزدیک بودن به پایتخت‌، توجه بیش‌تری به آن شد و بیش‌تر بناهای وابسته به حرم عبدالعظیم و امام‌زاده زید در این دوره تکمیل و تزیین شد.

از آثار تاریخی این مجموعه به سردر آجری دوران سلجوقی و صندوقی از چوب عود، فوفل و گردو و با کتیبه‌هایی به خط نسخ و ثلث برجسته می توان اشاره کرد که به سال ۷۲۵ ه.ق. تعلق دارد.

بنای اصلی حرم‌، اتاقی چهار ضلعی به ابعاد ۷/۵ متری است که در بالا با چهار گوشواره به هشت ضلعی و سپس به کمک طاق‌بندهایی کوچک به شانزده ضلعی تبدیل و زمینه برای برپایی گنبد فراهم می‌شود. پوشش زیرین گنبد با طاق ضربی مدور در زمان شاه تهماسب تغییر یافت و پوشش خارجی آن درسال ۱۲۷۰ ، به دستور ناصرالدین شاه با خشت‌های مسی و زرین تزیین‌شد.

حرم در هر ضلع به وسیله دری به رواق‌های مجاور گشوده می‌شود. اطراف ضریح حرم از سنگ مرمر سیاه و سفید به ارتفاع ۱/۶۵ متر پوشیده شده و نیز درسال ۱۲۷۳، به فرمان ناصرالدین شاه بالای آن تا سقف به طرز چشم نوازی آینه کاری شده است‌.

در قسمت شرقی حرم‌، مسجد زنانه و در قسمت غربی مسجد مردانه و قبر ناصرالدین شاه قرار داشت‌. در گذشته‌، درِ کوچکی در سمت جنوبی قبر ناصرالدین شاه وجود داشت که به حرم امام‌زاده حمزه(ع‌) باز می‌شد.

در سال۱۲۷۰ ، بالای حرم و در کنار گنبد، دو گل دسته به ارتفاع ۲۴ متر از سطح بام و به قطر دو متر ساخته شد. بر فراز ضریح نیز حدود ۶۴ گلدان زرین قرار دارد.

مهم‌ترین صحن و ایوان حرم متعلق به ایوان وسیع آستانه است که در شمال حرم واقع شده است‌. این ایوان به دستور ناصرالدین شاه ساخته شد. ایوان جنوبی حرم نیز درسال ۹۴۴، به فرمان شاه تهماسب صفوی ساخته و در دوره قاجار آینه کاری و تزیین شد.

صحن‌های دیگر حرم شامل صحن توتی یا مدرسه امین السلطان در شمال غربی‌، صحن کاشانی(صحن ناصرالدین شاه یا ولی‌عهدی)، در غرب‌ حرم و صحن باغ علی جان در شرق و حرم و صحن جنوبی است که به صحن امام زاده حمزه(ع‌) معروف است‌.

در غرب حرم مسجد و رواق بالاسر قرار دارد که از ساخته‌های دوران صفوی است‌. این مسجد دارای محراب بسیار زیبایی است که با کاشی‌های معرق رنگارنگ تزیین شده است‌.

گورستان حضرت عبدالعظیم حسنی(ع‌) با مقابر، صحن‌ها و مجموعه‌های خصوصی اطراف حرم‌، اعتبار ویژه‌ای دارد. احترام و تقدس ویژه‌ای که مردم برای حضرت قایل بوده‌اند موجب خاک سپاری بسیاری از شخصیت‌های سیاسی‌، اجتماعی و فرهنگی در این گورستان شده است‌. آیت‌الله کاشانی، علامه محمد قزوینی‌،  قاآنی شیرزای‌، خاندان قائم مقام فراهانی‌، بدیع‌الزمان فروزانفر، حسین علی میرزا، نصرت السلطنه‌، ستارخان‌، ‌ناصرالدین شاه‌، گروهی از دراویش نعمت‌اللهی و فرزندان آیت‌الله بهبهانی در این گورستان دفن شده اند.

درسال ۱۳۶۹، طرح توسعه حرم عبدالعظیم‌، در قالب بیش از ۱۶ پروژه بزرگ مذهبی‌، فرهنگی و رفاهی انجام و ازسال ۱۳۷۱، عملیات اجرایی طرح به شعاع ۲۰۰ مترمربع از حرم مطهر در زمینی به وسعت ۲۰۰۰۰ مترمربع آغاز گردید. به همین منظور، تمام قبرهای قدیمی اطراف حرم که به مرور زمان خراب شده بود و شکل ناخوشایندی به مجموعه بخشیده بود تخریب و تعداد زیادی از منازل و مغازه‌های اطراف خریداری گردید. زیربنای تقریبی مجموعه ۱۰۰ هزار مترمربع بوده و بودجه مورد نیاز آن نیز بالغ بر ۱۲۰ میلیارد ریال برآورد شد، که از محل درآمدهای آستان‌، همیاری مردم و مساعدت‌های دولت تأمین می‌شود. احداث این پروژه‌ها زیر نظر تیمی از کارشناسان معاونت عمران آستان مقدس و با بهره‌گیری از معماران چیره دست‌، هم‌زمان انجام گرفته است که در نوع خود از نظر سرعت و کیفیت عملیات ساختمانی کم نظیر است‌.

این حرم پس از اجرای طرح توسعه‌، دارای زیربنای ۳۷۰۰ مترمربع‌، رواق‌های جدید با ۸۰۰۰ متر مربع‌، مصلای بزرگ ری ۵۰۰۰ مترمربع‌، مرکز فرهنگی جوانان ۵۰۰۰ مترمربع‌، دارالتولیه ۲۷۰۰ مترمربع‌، صحن مصلی(صحن سابق باغچه علی‌جان‌) ۱۶۵۰ مترمربع؛ صحن امام‌زاده حمزه ۲۰۰۰۰ متر مربع‌؛ دانشکده علوم حدیث ۵۸۰۰ مترمربع‌؛ سالن اجتماعات ۳۰۰۰ مترمربع‌؛ موزه جدید ۱۸۰۰ مترمربع‌؛ تختگاه‌های شمالی و جنوبی ۷۰۰ مترمربع‌؛ صحن امام‌زاده طاهر(ع‌) ۶۵۰۰ مترمربع‌؛ بیمارستان ۵۰۰۰ مترمربع‌؛ مهمان‌سرا ۵۰۰۰ مترمربع‌؛ حوزه علمیه برهان ۵۰۰۰ مترمربع‌؛ کتابخانه‌ ری با ۱۸۰۰ مترمربع و بستان‌های جنوبی و شمالی است‌.


حضرت عبدالعظیم الحسنی(ع)


حضرت عبدالعظیم(ع) در 
شهرری

شاه عبدالعظیم(ع)


زیارتنامه حضرت عبدالعظیم الحسنی(ع)

بسم اللهِ الّرحمن الّرحیم

اَلسَّلامُ عَلي آدَمَ صِفْوَة اللهِ اَلسَّلامُ عَلي نُوحٍ نَبِیِّ اللهِ اَلسَّلامُ عَلي اِبْراهيمَ خَليلِ اللهِ اَلسَّلامُ عَلي مُوسي كَليمِ اللهِ اَلسَّلامُ عَلي عيسي رُوحِ اللهِ اَلسَّلام عَليكَ يا رَسولَ اللهِ اَلسَّلامُ عَليكَ يا خيرَ خَلْقِِ اللهِ اَلسَّلامُ عَليكَ يا صَفِیَّ اللهِ اَلسَّلامُ عَليكَ يا مُحَمَّدَ بْنَ عَبْدِاللهِ خاتَمَ النَّبيّينَ اَلسَّلامُ عَليكَ يا اَميرَالْمُؤمِنينَ عَلِیَّ  بْنَ اَبيطالِبٍ وَصِيَّ رَسُول اللهِ اَلسَّلامُ عَليکِ يا فاطِمَة سيِّدَة نِسآءِ الْعالَمينَ اَلسَّلامُ عَليْكُما يا سِبْطَيِ الرَّحْمَة وَ سيِّديْ شَبابِ اَهْلِ الْجَنَّة اَلسَّلامُ عَليْكَ يا عَليَّ بْنَ الْحُسيْنِ سيِّدَ الْعابِدينَ وَ قُرَّة عيْنِ النّاظِرينَ اَلسَّلامُ عَليْكَ يا مُحَمَّدَ بْنَ عَليٍّ باقِرَالْعِلْمِ بَعْدَالنَّبي اَلسَّلامُ عَليْكَ يا جَعْفَرَبْنَ مُحَمَّدٍ الصّادِقَ الْبـآرَّ الْـاَمينَ اّلسَّلامُ عَليْكَ يا مُوسي بْنَ جَعْفَرِ الطّاهِرَالطُّهْرَ اَلسَّلامُ عَليْكَ يا عَليَّ بْنَ مُوسَي الرِّضَا الْمُرْتَضي اَلسًّلامُ عَليْكَ يا مُحَمَّدَ بْنَ عَليٍّ التَّقيّ اَلسَّلامُ عَليْكَ يا عَلي بْنَ مُحَمَّدٍ النَّقِيَّ النّاصِحَ الْـاَمينَ اَلسَّلامُ عَليْكَ يا حَسَنَ بْنَ عَليّ اَلسَّلامُ عَلي الْوَصيِّ مِنْ بَعْدِهِ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلي نُورِكَ وَ سِراجِكَ وَ وَلِيِّ وَليِّكَ وَ وَصِيِّ وَصيِّكَ وَحُجَّتِكَ عَلي خَلْقِكَ اَلسَّلامُ عَليْكَ ايُّهَا السّيِّدُ الزَّكِيُّ وَ الطّاهِرُ الصَّفِيُّ اَلسَّلامُ عَليْكَ يَا بْنَ السّادَة الْاَطْهارِ اَلسَّلامُ عَليْكَ يَا بْنَ الْمُصْطَفيْنِ الْـاَخيارِ اَلسَّلامُ عَلي رَسُولِ اللهِ وَ عَلي ذُريَّةِ رَسُولِ اللهِ وَ رَحْمَة اللهِ وَ بَرَكاتُهُ اَلسَّلامُ عَلي الْعَبْدِ الصّالِحِ الْمُطيعِ لِلّهِ رَبِّ الْعالَمينَ وَ لِرَسُولِهِ وَ لِاَميرِ الْمُؤمِنينَ اَلسَّلامُ عَليْكَ يا اَبَاالْقاسِمِ ابْنَ السِّبْطِ الْمُنْتَجَبِ الْمُجْتَبي اَلسَّلامُ عَليْكَ يا مَنْ بِِزِيارَتِهِ ثَوابُ زِيارَة سَيِّدِ الشُّهَداءِ يُرْتَجي اَلسَّلامُ عَليْكَ عَرَّفَ اللهُ بيْنَنا وَ بيْنَكُمْ في الْجَنَّة وَ حَشَرَنا في زُمْرَتِكُمْ وَ اَوْرَدَنا حَوْضَ نَبيِّكُمْ وَ سَقانا بِكَاْسِ جَدِّكُمْ مِنْ يَدِ عَلِيِّ بْنِ اَبيطالِبٍ صَلَوات اللهِ عَليْكُمْ اَسْئَلُ اللهَ اَنْ يُرِيَنا فيكُمُ السُّرُورَ وَ الْفَرَجَ وَ اَنْ يَجْمَعَنا وَ ايّاكُمْ في زُمْرَةِ جَدِّكُمْ مُحَمَّدٍ صَلي اللهُ عَليْهِ وَ آلِهِ وَ اَنْ لايَسْلُبَنا مَعْرِفَتكُمْ اِنَّهُ وَليٌّ قَديرٌ اَتَقَرَّبُ اِلي الله بِحُبِّكُمْ وَ الْبَرائَةِ مِنْ اَعْدائِكُمْ وَ التَّسْليمِ اِلي اللهِ راضياً بِهِ غيْرَ مُنْكِرٍ وَ لامُسْتَكْبِرٍ وَ عَلي يَقينِ ما اَتي بِهِ مُحَمَّدٌ نَطْلُبُ بِذلِكَ وجهک يا سيِّدي اَللّهُمَّ و رِضَاکَ وَالدّارَ الاخِرَةَ یا سَیِّدی وَ ابنَ سَیِّدی اِشفَع لِی فِی الجَنَّةِ فَاِنَّ لَکَ عِندَاللهِ شَأناً مِنَ الشَّأنِ اَللّهُمَّ اِنّی اَسئَلُکَ اَن تَختِمَ لی بِالسَّعادَةِ فَلا تَسلُب مِنّی ما اَنَا فیهِ وَ لا حَولَ وَ لا قُوَّةَ اِلّا بِاللهِ الْعَليِّ الْعَظيمِ اَللّهُمَّ اسْتَجِبْ لَنا وَتَقَبَّلْهُ بِكَرَمِكَ وَ عِزَّتِكَ وَ بِرَحْمَتِكَ وَ عافيَتِكَ وَ صَلّي اللهُ عَلي مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ اَجْمَعينَ وَ سَلَّمَ تَسْليماً يا اَرْحَمَ الّراحِمينَ.



موضوعات مرتبط: حضرت عبدالعظیم حسنی
برچسب‌ها: حضرت عبدالعظیم الحسنی , ع

ادامه مطلب
تاريخ : پنجشنبه هفدهم فروردین ۱۳۹۱ | 22:1 | نویسنده : ناصرطاهري |
در شش کیلومتری مرکز شهر قم کوهی وجود دارد که از فراز آن می‌توان همه شهر را با یک نگاه طی کرد. این کوه منسوب به حضرت خضر(ع) با قدمت سه هزار سال است.
می‌گویند بر قله این کوه در سه هزار سال پیش غاری بوده است که حضرت خضر (ع) در آن غار به عبادت و نیایش می‌پرداخت، غاری که امروز به مسجد کوچکی تبدیل شده است و سال‌ها پیش از این در حالی که هنوز قم آنقدر بزرگ نشده بود که خود را به دامنه این کوه برساند، معبد عارفان و سالکان و اوتاد بود، خلوتکده‌ای برای شب زنده‌داری و عبادت عالمان و عاشقان طریقت حق.






























































 
کوه خضر نبی(ع) در نزدیکی مسجد مقدس جمکران
 
 
زائران حضرت خضر نبی(ع) در نزدیکی مسجد مقدس جمکران
 
 
زائران حضرت خضر نبی(ع) در نزدیکی مسجد مقدس جمکران
 
 
زائران حضرت خضر نبی(ع) در نزدیکی مسجد مقدس جمکران
 
 
محل عبادت حضرت خضر نبی(ع)
 
 
زائران حضرت خضر نبی(ع) در نزدیکی مسجد مقدس جمکران
 
 
کوه خضر نبی(ع) در نزدیکی مسجد مقدس جمکران
 
 
زائران حضرت خضر نبی(ع) در نزدیکی مسجد مقدس جمکران
 
 
زائران حضرت خضر نبی(ع) در نزدیکی مسجد مقدس جمکران
 
 
کوه حضرت خضر نبی(ع) در نزدیکی مسجد مقدس جمکران
 
 
قدمگاه حضرت خضر نبی(ع)
 
 
کوه حضرت خضر نبی(ع) در نزدیکی مسجد مقدس جمکران
 
 
کوه حضرت خضر نبی(ع)
 
 
زائران حضرت خضر نبی(ع) در نزدیکی مسجد مقدس جمکران
 
 
زائران حضرت خضر نبی(ع) در نزدیکی مسجد مقدس جمکران
 
 
محل عبادت حضرت خضر نبی(ع) در نزدیکی مسجد مقدس جمکران
 
 
زائران حضرت خضر نبی(ع) در نزدیکی مسجد مقدس جمکران
 
 
کوه حضرت خضر نبی(ع)
 
 
زائران حضرت خضر نبی(ع) در نزدیکی مسجد مقدس جمکران
 
 
کوه حضرت خضر نبی(ع)
 


موضوعات مرتبط: عکسهای کوه خضرنبی
برچسب‌ها: عكسهاي كوه خضر نبي , ع

ادامه مطلب
تاريخ : دوشنبه چهاردهم فروردین ۱۳۹۱ | 1:41 | نویسنده : ناصرطاهري |
تاريخ : یکشنبه سیزدهم فروردین ۱۳۹۱ | 22:23 | نویسنده : ناصرطاهري |
تاريخ : یکشنبه سیزدهم فروردین ۱۳۹۱ | 22:14 | نویسنده : ناصرطاهري |

عكس هاي كربلا ( حرم امام حسين (ع) )

http://www.pixha.net/uploads/images/pixha/1289/143/2.jpg

عكس هاي كربلا ( حرم امام حسين (ع) )

http://www.pixha.net/uploads/images/pixha/1289/143/3.jpg

عكس هاي كربلا ( حرم امام حسين (ع) )

http://www.pixha.net/uploads/images/pixha/1289/143/4.jpg

عكس هاي كربلا ( حرم امام حسين (ع) )

http://www.pixha.net/uploads/images/pixha/1289/143/5.jpg

عكس هاي كربلا ( حرم امام حسين (ع) )

عكس 
كربلا ,عكس مذهبي,حرم امام حسين

عكس هاي كربلا ( حرم امام حسين (ع) )

http://www.pixha.net/uploads/images/pixha/1289/143/7.jpg

عكس هاي كربلا ( حرم امام حسين (ع) )

http://www.pixha.net/uploads/images/pixha/1289/143/8.jpg

عكس هاي كربلا ( حرم امام حسين (ع) )



































































http://www.pixha.net/uploads/images/pixha/1289/143/9.jpg


موضوعات مرتبط: عکسهای حرم امام حسین
برچسب‌ها: عكس هاي كربلا , حرم امام حسين , ع

ادامه مطلب
تاريخ : یکشنبه سیزدهم فروردین ۱۳۹۱ | 22:11 | نویسنده : ناصرطاهري |
.: Weblog Themes By Bia2skin :.